?
بابا چرا مي زنيد!
من که چيزي نگفتم فقط خواستم بگم عشق زمان و مکان نداره چون عشق از يه جنس ديگه است. حال يکي دو تا که ميگن کافي نيست بابا من هم مي دانم براي اين بشر دوپا در اين کره خاکي هيچ چيزکافي نيست و هر چيزي داشته باشه باز يه چيزي ديگه مي خواد. اون يکي داد مي زنه سطحيه چراکه زنان، عشق را با تملک خواهي ابدي خود، آلوده کرده اند. به همين دليل؛ نه مردها خوشند نه زنان. آخه من نمي دونم تملک خواهي آقايون که خيلي بيشتر از خانومهاست تا اونجاي که اگر يکي چپ به خانومتان نگاه کنه چشم يارو رو از کاسه در ميارين اما اگر خانموي به شما نگاه کنه هيچ مهم نيست. اگرهم مشکل خود ازدواجه که بايد بگم ازدواج راهي است براي بود در کنار کسي که نگاه ،فکر و خواسته هاي مشترک وتکميل کننده عشقتان را دارد. و باز مي گم اگر عاشق عشق باشيم بهترين راهها در کنارمان هست حتي، براي فرار از اسارت معشوق.
واي ببخشيد کيمياگر ، شايد بايد مي پرسيديد: زندگي با عشق بهتر است يا بدون عشق ؟زندگي و عشق بهتراست يا عشق و زندگي؟ بهر حال تو اين مرز و بوم زماني عشق معناي والاي داشت اينجا سرزمين عشق بود حتي زماني که ازدواج به اين سختي ها نبود دو معشوق براي رسيد به عشقي والاتر با هم گام برمي داشتن.
